صفحه ها
دسته
پيوندها
لينك هاي انتخاباتي
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 167278
تعداد نوشته ها : 64
تعداد نظرات : 44
Rss
طراح قالب

چه زمانه ای شده است.!

حامیان یک نامزد، قبل از انتخابات و به بهانه حمایت از او خیابان ها را می بستند و با سر و صدا و گاهی درگیری، مزاحم مردم می شدند.

مردم به این امید صبر می کردند که تا روز انتخابات، این مزاحمت ها و اغتشاشات تمام می شود. اما زهی خیال باطل . . .

وقتی کسی هدفش، کسب قدرت به هر نحو ممکن باشد، نتیجه انتخابات برای او معنی ندارد. مردم یا باید ریاست جمهوری او را قبول کنند یا باید شکنجه شوند.

نامزدی که مدعی است؛ بیش از 11 میلیون رای تقلب شده، حتی یک برگ سند از تخلفات نمی تواند ارائه کند.

آیا این تامل برانگیز نیست؟

آیا وقت آن نرسیده است که حامیان این آقا، کمی چشم خود را باز کنند و بیش از این جامعه را دچار مشکل نکنند.

مردم روزها در خیابان امنیت ندارند و شب ها از صدای آن ها آرامش.

گناه اکثریت جامعه چیست که باید به دست اقلیت جامعه شکنجه شوند؟

آن هم در حالی که برای ادعای عظیم خود، حتی یک برگ سند هم ندارند!

لطفا قدری بیندیشید. برای تجدید نظر تا فرصت باقی است، باید اقدام کرد.

 

پ.ن : نکته جالب این است که دوستان بنده که از اعضای فعال و ارشد ستاد موسوی بوده اند و سرصندوق ها حضور داشته اند، کمترین مشکل را با نتیجه انتخابات دارند؛ زیرا به چشم خود واقعیت را دیده اند و می دانند که اوضاع چگونه بوده است.
اما پروپاگاندای تقلب نمایی انتخاباتی آقای موسوی، اجازه نمی دهد این پرده، از جلوی چشم دیگران کنار برود و بقیه نیز با خاطری آسوده نتیجه انتخابات را بپذیرند.

لطفا کمی درنگ کنید و بیندیشید. این به نفع همه است.

چهارشنبه بیست و هفتم 3 1388

بسم الله الرحمن الرحیم

این اشوب های خیابانی کار دشمنان ایران است . کسانی که در ماهواره ها عمری است که تبلیغ میکنند ما به ایران میاییم . گروهی به نام ما هستیم تشکیل داده اند .

 

شاید شما هم روی در و دیوار ها این جمله را دیده باشید . کسانی که در وبلاگ ها به نام طرفداران اقای موسوی ایجاد اختشاش میکنند دشمنان اسلام هستند ؛ نه طرفدار اقای موسوی .

 

شاید هم از همین گروه ما هستیم باشند که بخواهند با این کار ها مردم را تحریک به تظاهرات بکنند .

دوستان ؛ این تظاهرات فقط به نفع دشمنان ایران است . هنوز ساعتی نگذشته است که از تلویزیون اعلام شد ساعت 16 مردم راهپیمایی میکنند برای نا امید کردن دشمنان ایران ، که در بعضی وبلاگ ها دیده شد که نوشته است که موسوی گفته من شرکت نمیکنم و مردم هم شرکت نکنند . ایا این حرف اقای موسوی است یا حرف دشمنان اسلام که میخواهند با ربط دادن این حرف به اقای موسوی از حظور مردم جلوگیری کنند ؟

 این اسیب ها به اموال عمومی به ضرر خود مردم تهران است . چون خودشان میخواهند از ان ها استفاده کنند .

 

حمله مسلحانه به پایگاه های نظامی کار مردم است یا کار دشمنان ایران که قصد از بین بردن ایران را دارند .

 

از همه مردم عادی میخواهم در خانه ها بمانند و با تجمع کمک به خارجی ها و دشمنان نکنند . با این وضع امکان جنگ داخلی و خارجی و نابودی ایران وجود دارد .

 

رییس جمهور ما قاطع است و دشمنان خارجی ایران از این رییس جمهور میترسند . حتی انها هم گفتند باید کسی به جز احمدی نژاد انتخاب میشد .

 

چون اقای احمدی نژاد به هیچ عنوان از حقوق ملت نمیگذرد . شجاع ؛ قوی و با خدا . و مرگ بر دشمن ایران و دشمن او .

 

به نام خدا

الان عصر شنبه ، 23 خرداد ، یک روز پس از حماسه بزرگ ملت ایران است که من در حال نوشتن این پست از وبلاگم هستم ، هدف من از این نوشته ، بررسی چند موضوع است که در ذیل می آید :

1- ابتدا باید این پیروزی ، که در درجه اول پیروزی نظام اسلامی – با حضور 85 درصدی واجدان شرایط – و رای به ولایت بود و در درجه بعد نیز با انتخاب فردی اصولگرا ، این رای به گفتمان اسلامی ، پر رنگ تر شد، را خدمت تمام هم وطنانم تبریک عرض کنم .

2- موضوع بعدی که می خواهم بیان کنم ، این است که چه طرفداران آقای موسوی و چه طرفداران دکتر احمدی نژاد – من جمله بنده – از امروز باید درگیری ها را رها کنیم و به رای قاطع مردم – 24.5 میلیون – احترام بگذاریم . این موضوع با توجه به سخنان مقام معظم رهبری نیز ، واجب شرعی و عقلی است .

3- موضوع بعدی مربوط به ما حامیان دکتر می شود ، به نظر من ما وظیفه داریم دو مساله را از هم اکنون ، پیگیری کنیم ، اولی ایجاد شرایطی است که بتوانیم نقد های منطقی خود را به دکتر برسانیم ، به عبارت دیگر بتوانیم در این شرایط که فضای 0 و یکی شده است ، جوی منطقی را – چه در حمایت و چه در نقد از دولت – ایجاد کنیم . دومین مورد هم سعی در تربیت افرادی است که بتوانند 4 سال دیگر ، ان شاء الله سکان هدایت دولت را در جهت پیشرفت و عدالت به دست بگسرند .

4- اتفاق خوبی که در این دوره رخ داد ، هماهنگی ستادهای مردمی دکتر در کمترین زمان – حدود دو ماه – و تولیدات محتوایی ، تصویری و … است که در راستای تحقق دولت اسلامی ایجاد شد . در این زمینه ، باید همه ما ، مخصوصا سایت هایی مانند دولت یار ، تلاش کنیم تمامی این تولیدات را جمع آوری نماییم تا مانند 4 ساله گذشته نباشد که در فضای وب ، برای یافتن یک عکس یا پوستر مناسب از دکتر با مشکل روبرو بودیم . از همین جا نیز من از همه دوستان خواهش می کنم هر کس که می تواند پوسترهای طراحی شده برای دکتر ، کتاب های الکترونیکی مربوط و … را به این وبلاگ ( یا سایت ستاد مردمی دکتر ) ارسال نماید تا بتوانیم در اختیار عموم قرار دهیم .

5- فردا ( یکشنبه ) ساعت 5 ، میدان آزادی ، ان شاء الله مراسمی برای پیروزی گفتمان عدالت و پیشرفت برگزار خواهد شد .

6- فعلا ، خدا نگهدار !

شنبه بیست و سوم 3 1388

انتخابات امروز، فارغ از هر نتیجه ای که در شمارش آرای آن داشته باشد؛ نتیجه ای مشخص و ملموس دارد و آن هم پیروری قاطع ملت و نظام بود.

مردم با حضور قاطع خود نشان دادند که پیروز واقعی این صحنه هستند و نظام اسلامی با پذیرش طیف گسترده ای از تفکرات و گروه های جامعه، به همگان ثابت کرد که نظامی که روح الله بزرگ پایه گذاری کرده  و  با خون پاک شهدا، آبیاری شد؛ به درجه ای از ظرفیت رسیده است که تمام گستره این ملت را در خود جذب می کند و به آن ها فضا و فرصت مناسب می دهد.

امروز، مردمی از هر طیف و گروه در این انتخابات شرکت کردند تا نشان دهند که به مسئولین فعلی و برگزارکنندگان انتخابات، اعتماد کامل دارند و می دانند رای آنان محفوظ و موثر خواده بود.

و این چیزی نیست جز بلوغ نظام جمهوری اسلامی ایران و مجریان حال حاضر آن.

Iraniann-election-88

آن شب که موسوی در اوج عصبانیت گفت که سه برابر وقت وی را به احمدی نژاد بدهند، هیچگاه فکر نمی کرد دروغهایش اینگونه به ضررش تمام شود.

سخنان موسوی در مناظره ای که احمدی نژاد حضور نداشت، فرصتی مناسب به رئیس جمهور داد تا سخنان خود را بهتر به گوش مردم برساند.

علی رغم آنکه وقت شصت دقیقه ای احمدی نژاد را به نوزده دقیقه کاهش داده بودند اما ابسیار عالی ظاهر شد. نکته مهم این بود که به این مسئله اشاره کرد که مشکلات و گرانی هست که اگر نبود ما این همه شب و روز کار نمی کردیم! او صادقانه سخن گفت.

البته نباید از اشتباه بزرگ موسوی بگذریم. همان شب که با کروبی مناظره کرد نوشتم که بزرگترین اشتباه موسوی دروغهایی بود که علیه احمدی نژاد گفت. موسوی به راحتی می توانست دست روی مطالبی بگذارد که احمدی نژاد حرفی برای گفتن نداشته باشد. مطمئنا فقط دیکته نانوشته غلط ندارد. پس عملکرد دولت نهم نیز از غلط خالی نبود و موسوی می توانست به آنها بپردازد.

اما دستکاری آمار و جا به جایی سالهای آماری و اندازه آنها، ر کنار پخش میلیونی  سی دی های تخریبی «90 سیاسی» اقدامی کودکانه بود. نمی دانم تقصیر موسوی بود یا مشاورانش، اما به هرحال همان طور که می شد حدس زد، موج اتهام «دروغگویی» و «بی اخلاقی» را به خود موسوی بازگرداند.

نقش نامه رفسنجانی را هم نباید فراموش کرد. آنجا که مردم و رهبری را تهدید می کند که «یا میرحسین یا آشوب»! مطمئنا این شیوه برخورد و حرکات احساسی تنها کار موسوی را بدتر کرده است.

به هرحال بچه های شهرهای اصفهان، سمنان، شیراز، مشهد، زنجان و تبریز که خیلی از جو امشب راضی بودند. (در نوع خود شهرهای ترک زبان زنجان و تبریز خیلی جالب بودند) شهرهای دیگر را خبر ندارم. اما آنچه مشخص است این استکه موسوی و رفسنجانی می خواهند بازی انتخابات را به هم بزنند. باید مراقب بود و بهانه دست افراطیون نداد.

توسلها را ادامه دهیم، حضورمان را قطع نکنیم، که تنها یک روز باقی مانده است. بله! تنها یک روز! صبح نزدیک است... انشاءالله

پنج شنبه بیست و یکم 3 1388

آنچه در پایین می خواندید، نقد‌های مهدی کروبی یا مهندس موسوی یا محسن رضایی نیست، سخنان محمود احمدی‌نژاد است که در اردیبهشت و خرداد 84 - یعنی زمانی که هنوز حاکم نبود - بر زبان رانده است و تاریخ این‌گونه تکرار می‌شود.

1-متأسفانه امروز هزینه مدیریت در کشور ما خیلی بالاست و بیش از 60 درصد اعتبارات ما صرف هزینه‌های جاری دولت می‌شود که بیشتر آن هم صرف مخارج مصرفی‌ می‌شود.

 گران‌ترین، شیک‌ترین و تجملاتی‌ترین ساختمانها و لوازم امروز متعلق به دولت است که این وضع باید اصلاح شود. دولتی که برای جابجایی یک ساختمان یا یک مجموعه کل آن دچار بحران می‌شود نمی‌تواند خدمتگزار مردم باشد.

ما دنبال دولتی هستیم که به مردم‌سالاری دینی باور عمیق داشته باشد و به گونه‌ای برنامه‌ریزی کند که مردم خود را در این برنامه‌ها شریک و حاصل این برنامه‌ها را در سر سفره خود ببیند نه اینکه دولت کار خود را بکند و مردم کار خود را.

 2-مراکز علمی، فرهنگی و دینی اصیل ما مورد غفلت قرار گرفته‌اند و متأسفانه در سالهای اخیر شاهد آثار این غفلت بوده‌ایم.

 3-امروزه متأسفانه 80 درصد صنعت در اختیار دولت قرار دارد. امروز این که فرصت‌ها باید در اختیار مردم قرار گیرد، به خصوصی‌سازی و آن هم به فروش اموال دولتی تعبیر شده و قطعاً با خصوصی‌سازی واقعی که همان آزاد شدن انرژی مردم است، مغایرت دارد.

 امروزه بانک‌ها در کشور به جای اینکه پشتوانه مردم باشند مسیر رقابت با مردم را انتخاب کرده‌اند.

 4-من پس از مطالعه و تحقیق و بررسی همه​جانبه به این نتیجه رسیدم که کشور را بسیار بهتر از وضع موجود آن می‌توان اداره کرد و به همین دلیل تصمیم گرفتم وارد عرصه انتخابات شوم و به نفع کسی نیز کنار نخواهم رفت.

 5-علیرغم زحمات مدیرانی که در طی سالهای گذشته مسئولیت اجرایی کشور را برعهده داشته‌اند، چون تلاشهای آنها با محوری عدالت انجام نپذیرفته است شاهد گسترش فقر و فساد و تبعیض بوده‌ایم.

6-در چند سال اخیر افراد تحت پوشش کمیته امداد و بهزیستی روز به روز در حال افزایش بوده‌اند آیا این وضعیت حاکی از آن نیست که دامنه فقر و تبعیض روز به روز بیشتر شده است؟

 اینکه یک کارمند عالیرتبه 20 برابر یک کارمند معمولی حقوق می‌گیرد حاکی از افزایش شدید فاصله طبقاتی است و با این روند نمی‌توان به چشم‌انداز مطلوب 20 ساله رسید.

 7-افرادی هستند که به خاطر ارتباطات خود در سیستم اداری کشور از امتیازات ویژه‌ای برخوردارند و در این میان بعضی‌ها اصلاً به وجود تبعیض اعتقاد ندارند، قطعاً باید این گونه گریز‌گاهها را بست تا عدالت برقرار شود.

 8-صدها میلیارد تومان از پول بیت‌المال صرف خرید ساختمانهای مجلل دستگاهها در تهران شده است که بسیاری از این ساختمانها غیرضروری است و با فروش آنها و خرید ساختمانهای ارزان‌تر در شهرستانها، هم بازدهی امور بیشتر می‌شود و هم منابع مالی برای رفع مشکلات جوانان و مردم فراهم می‌آید.

  امروز متأسفانه با وجود خدمات دولت و هزینه کردن‌های بسیار، کشور دچار فقر، فساد و تبعیض است.

 9-از دولت می‌خواهیم با پرداخت حداقل بدهی‌های خود به شهرداری کمک کنند تا چند بزرگراه زودتر باز شود و انتظار داریم راه را باز کنند تا قطار شهری به سرعت برپا شود و اتوبوس نیز به اندازه کافی وارد شود.

10-اگر دولت پول ندارد، سازمانها و شرکتهای دولتی، هزینه برجهای دهها میلیارد تومانی را از کجا تأمین می‌کنند و چرا سالانه دهها میلیون دلار از بودجه عمومی برای سفرهای خارجی هزینه می‌شود. ما منابع به اندازه کافی در اختیار داریم اما از آنها به طور مناسبی استفاده نمی‌شود.

11-مگرنه این است که دولت آتی باید نقایص و نقاط ضعف دولت‌های گذشته را برطرف کند پس چرا با طرح موضوع انحرافی نامزدها، به صورتی زیرکانه فضا و فرصت نقد دولت را از این مردم سلب کردند.

12-تورم مهار گسیخته اقتصادی فشار سنگینی را بر مردم وارد می‌کند و این در حالی است که به نظر می‌رسد دولت از آثار این تورم مصونیت دارد و همه‌ آسیب‌ها متوجه مردم است، زیرا شرکت‌ها و سازمان‌های دولتی گران‌ترین ساختمان‌های شمال تهران را خریداری می‌کنند و خاصه خرجی از کیسه بیت‌المال نیز به یک رویه‌ عادی در نظام اداری و اجرایی تبدیل شده است.

13-اصلاح امور، مبارزه با فقر و فساد و پیشرفت کشور، بدون حضور مردم، امکان‌پذیر نیست فقط با اداره، دفتر و دستک، نمی‌توان کاری از پیش برد.

14-بعضی مدیران اقتصادی وقتی می‌خواهند چیزی را گران کنند اول در بازار، نایاب می‌شود، سپس به رسانه‌ها می‌کشانند و آنگاه مسئولان موضوع تکذیب نموده و بعد هم ملت می‌فهمد قرار است گران شود. 

                                                            ******

جمعه پانزدهم 3 1388

سکوت کردیم...
چهار سال در مقابل تهمت و افتراء سکوت کردیم...
چهار سال در مقابل تمسخر آرمان ها و زیر پا گذاشتن شئونات سکوت کردیم...
چهار سال هرچه خواستند، گفتند! بدون اینکه حتی لحظه ای خدا را به یاد آورند...

اما دیگر سکوت نمی کنیم!
دیگر در مقابل عده ای که مسیر خدمت به مردم را صعب العبور می کنند، سکوت نمی کنیم...
دیگر در مقابل افزونه خواهی و سهم خواهی عده ای که خود را صاحب مملکت می دانند، سکوت نمی کنیم...

مردی از جنس مردم آمده تا در مقابل کسانی که مروج اسلام آمریکایی هستند، بایستد...
مردی از جنس مردم آمده تا در مقابل رانت خواری های عده ای که ایران را ملک شخصی خود می دانند، بایستد...
اما نگذاشتند و نمی خواهند بگذارند...

می خواهند فریاد عدالت خواهی فرزند این ملت را خفه کنند...
می خواهند امام و آرمان های انقلاب را به موزه تاریخ بفرستند...
می خواهند فقر و فساد و تبعیض را نهادینه سازند، تا بتوانند تا ابد بر مردم حکومت کنند...
می خواهند امید به سرافرازی و پیشرفت را در مردم از بین ببرند...
اما نخواهند توانست...

امروز وظیفه من و توست که سکوت را بشکنیم و نگذاریم پرچم عدالت طلبی برای همیشه به زیر کشیده شود...
امروز وظیفه من و توست که سکوت را بشکنیم و خواب را از چشمان پدر خوانده های خیالی این مرز و بوم برباییم...
و امروز باید وظیفه خود را با انتخاب ”مردی از جنس مردم“ انجام دهیم...

شاید فردا دیر باشد و روز پشیمانی...
و کسی را به خاطر پشیمانی پاداش نداده اند...

میرحسین موسوی و محمود احمدی نژاد ، یک مناظره داغ را رقم زدند و بی هیچ تعارفی همدیگر را به نقد کشیدند.

من خودم به شخصه از مناظره راضی نبودم . دلایل رو هم می گم در ادامه

در ابتدای این مناظره ، محمود احمدی نژاد با این ادعا که در این انتخابات ، سه کاندیدا علیه او هستند و میرحسین نیز به پشتوانه هاشمی و خاتمی وارد رقابت شده است بحث را به صورت تهاجمی آغاز کرد و متعاقب آن ، میرحسین موسوی ، با اعلام این که برای همه دولت های قبل احترام قائل است ، حساب خود را از انها جدا دانست و از احمدی نژاد خواست که اگر حرفی درباره او دارد مطرح کند و از ایراد اتهام علیه کسانی که در این جلسه نیستند اجتناب کند زیرا انها امکان دفاع در مقابل اتهامات را ندارند و این مساله از نظر اخلاقی درست نیست.

موسوی همچنین با ذکر نمونه هایی از عملکرد احمدی نژاد ، به نقد  او پرداخت و از جمله به مساله تفنگداران انگلیسی که با هیاهو دستگیر شدند و سپس با بدرقه رسمی رئیس جمهور و با اهدا کت و شلوار آزاد شدند ، اشاره کرد.

حاشیه ها و نکات

احمدی نژاد از 3 تاکتیک عمده در این مناظره بهره برد: 1) نشان دادن صحنه انتخابات به گونه ای که سه نفر علیه او هستند و تخریبش می کنند.  2) انتقاد از هاشمی و طرح این مساله که اکنون ، هاشمی علیه اوست و نه شخص میرحسین.   3)ایراد اتهامات علیه برخی اشخاص ولو غایب در جلسه

* میرحسین موسوی ، چندان بر روی کلمات مسلط نشان نداد ، به طوری که بارها و بارها از کلمه "چیز" در سخنانش استفاده کرد. در مقابل احمدی نژاد در سخنانش ، مسلط تر عمل کرد و در استفاده از حرکات دست و نگاه به دوربین و ارتباط بصری با بینندگان ، موفق تر بود.

* وقتی میرحسین صحبت می کرد ، احمدی نژاد عمدتاً لبش را می گزید یا لبخند می زد و هنگامی که احمدی نژاد سخن می گفت ، میرحسین در سکوت و بدون این که در چهره اش حرکتی باشد ، با حالتی گرفته ، به حرفهایش گوش می کرد.

*احمدی نژاد که گفته بود در مناظره هایش نام مفسدان اقتصادی را اعلام خواهد کرد ، به این وعده عمل نکرد و فقط اتهاماتی کلی را متوجه پسرناطق نوری و فرزندان هاشمی و کرباسچی کرد که این ها چطور پولدار شدند که در مقابل میرحسین نیز به وزیر میلیاردر احمدی نژاد اشاره کرد که او چگونه پولدار شده است؟

* در انتهای وقت احمدی نژاد ، وی پرونده ای که عکس خانمی بر روی آن بود را به میرحسین نشان داد و گفت: شما این خانم را می شناسید ، این خانم برخلاف قانون وارد دانشگاه شده و رئیس دانشگاه هم شده است.


میرحسین نیز با انتقاد از پرونده سازی دولتمردان که به جای رسیدگی به امور کشور ، به دنبال پرونده سازی هستند ، روش احمدی نژاد را غیر اخلاقی دانست که عکس همسرش - زهرا رهنورد - را نشان می دهد و اتهاماتی متوجه او می کند و گفت: ایشان دو مدرک فوق لیسانس و یک مردک دکترا دارند و مدارکش موجود است که همه مراحل را قانونی طی کرده اند.

*نکته قابل توجه در این مناظره این بود که هیچ کدام از کاندیداها ، حتی یک برنامه هم برای اداره کشور در صورت پیروزی ارائه نکردند تا مورد بحث قرار گیرد.

پی نوشت: فارغ از این که چه کسی این مناظره را برد ، قطعاً باید گفت که این مناظره ، با تمام نقدهایی که بر آن وارد است ، حرکتی به سمت باز شدن فضای سیاسی کشور بود هر چند که بسیاری از فرازهای این مناظره ، بیش از آن که شبیه مناظره باشد، به دعوا و متهم کردن گذشت.

پنج شنبه جهاردهم 3 1388

karukar

وقتی قیافه کرباسچی را دیدم که در فیلم مستند مهدی کروبی بخاطر فقرا و مستضعفان گریه می کرد و اشک می ریخت، بلافاصله یاد مردم محروم و مستضعفی افتادم که سالها در دوران تحت مدیریت «کارگزاران سازندگی» اشک ریختند و گریه کردند اما صدایشان هرگز به گوش آقای کرباسچی و دوستانش نرسید!

وقتی اشک های کرباسچی را دیدم یاد تورم 45 تا 50 درصدی دولت سازندگی افتادم، یاد چپاول بیت‌المال در شهرداری تهران، یاد سفره های خالی، یاد شکم های گرسنه، یاد مرفهان بی درد، یاد حزب کارگزاران سازندگی …

وقتی اشک کرباسچی را دیدم، یاد فیش حقوقی 600 هزارتومانی دوستان کرباسچی در سال 74 و 75 افتادم، یعنی همان زمانی که فیش حقوقی پدر من و اکثر قریب به اتفاق کارمندان و کارگران ایرانی به 30 هزار تومان هم نمی‌رسید! اما نه آن فیش حقوقی 600 هزارتومانی و نه فیش حقوقی پدر من هرگز اشکی را از گوشه چشم آقای کرباسچی و دوستان کارگزارانی‌اش به همراه نداشت!( این فیش حقوقی در یکی از نشریات دانشجویی آنزمان چاپ شد)

وقتی اشک کرباسچی را دیدم، یاد گزارش چند سال پیش نشریه «اوتاوا سیتیزن» افتادم درباره کاخ دکتر عادلی (سفیر وقت ایران در کانادا ، رییس سابق بانک مرکزی و از دوستان و همفکران آقای کرباسچی) آقای دکتر عادلی، چند معمار ایرانی و کانادایی را مامور ساخت و ساز آن  کاخ کرده بود. کاخی که دکتر عادلی و خانواده‌اش با شنیدن صدای چکیدن قطرات آب در آن، احساس آرامش می‌کردند!

وقتی اشک کرباسچی را دیدم، یاد آقای دکتر محمدتقی بانکی افتادم که مثل دیگر دوستان کرباسچی سالها در سطوح بالای مدیریتی این مملکت قرار داشت (وزیر نیرو، معاون وزیر صنایع و معادن، رییس شرکت ملی فولاد و …) که سرانجام به دلیل تخلفات گسترده و سو‌استفاده‌های مالی از شرکت ملی فولاد اخراج شد.

(جالب اینکه جناب بانکی یک ماه پیش مدافع شهید رجایی شده بود و علیه احمدی نژاد حرف می زد! درباره دکتر بانکی همین قدر بدانید که نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه امیرکبیر همان زمان به دلیل تخلفات گسترده مالی او، مخالف رسمی شدن و عضویت وی در هیئت علمی دانشگاه امیرکبیر بود اما با توجه به نفوذ بالای او و کمک دوستان و آشنایان و نیز سفارش آقای دکتر عبدالکریم سروش که گویا نسبت فامیلی هم با یکدیگر داشتند، به عضویت رسمی دانشگاه درآمد.)

وقتی اشک های کرباسچی را دیدم، یاد خود کرباسچی افتادم که وقتی شهردار تهران بود به فقرا اعتراض می کرد که «چرا از تهران بیرون نمی روید، تهران جای فقرا نیست!!»

وقتی اشک‌های کرباسچی را دیدم، یاد سردار نقدی افتادم که می‌گفت :«در پرونده شهرداری تهران، حداقل 100 میلیارد تومان از اموال بیت‌المال به تاراج رفته است»

سرتان را درد نیاورم، وقتی اشک های کرباسچی را دیدم، یاد گردن های کلفت و شکم های گنده کارگزارانی ها افتادم که در مرام و مسلکشان اصلا و ابدا جایی برای فقرا و مستضعفان وجود نداشت، خدا را شکر همه آنها امروز از لج  احمدی نژاد، نگران فقرا، محرومان و مستضعفان شده اند!

لینک های مرتبط:

سایت الف: درباره اشک های آقای کرباسچی : اشک ریختن دبیرکل کارگزاران سازندگی برای فقرا در یک فیلم تبلیغاتی قاعدتا نمی تواند خواص و اقشار تحصیل کرده را تحت تاثیر قرار دهد ولی اگر آقای کرباسچی با هدف تحت تاثیر قراردادن عوام الناس چنین کاری کرده اند، باید گفت در مکتب ماکیاول –هدف وسیله را توجیه می کند- خوب امتحان پس دادند…

نامه علی مطهری به کروبی درباره فیلم مستند وی : کرباسچی در زمان تصدی شهرداری تهران حقوق مردم را پایمال می‌کرد به طوری که آثار آن هنوز باقی است و شاید تا قرنها باقی باشد.

پنج شنبه جهاردهم 3 1388

ایام انتخابات که می‌شود، منفعت بعضی‌ها حرف زدن‌های دوپهلو و غیرشفاف است تا در فضای غبارآلود رای جمع کنند؛ در این ایام، بعضی کاندیداها برای رای آوردن آنچنان به دیگری حمله می کنند و ادعاهایی مطرح می‌کنند که انگار فقط خودشان حلال همه مشکلات هستند.

در فضای غیرشفاف و تخریب رسانه ای، ترویج چنین شایعاتی کار چندان سختی نیست و القاکنندگان ناکارآمدی دولت مستقر می‌کوشند این آب گل‌آلود همچنان جریان داشته باشد تا از آن ماهی بگیرند.

 

طبیعتا آن چیزی که می تواند ادامه جاری بودن این آب گل‌آلود را سد کند، شفاف شدن مسائل و پاسخ ها است و یکی از راهکارهای اصلی این شفاف‌سازی، برگزاری مناظره است.

در شرایطی که مصاحبه‌های اخیر کاندیداهای ریاست‌جمهوری اکثرا سخنانی یکسویه است که در آن کاندیداها بسیاری از تناقضات و مشکلات خود را پشت الفاظ مخفی می کنند، در "مناظره" - که یک گفتگوی دو طرفه است-  افراد نمی‌توانند متناقض حرف بزنند و یا افکار و عملکرد خود را پشت الفاظ مخفی کنند.

تنها در این صورت است که همه داشته ها و نداشته‌های یک کاندیدا با شفافیت کامل در ویترین صحنه انتخابات قرار خواهد گرفت و تصمیم‌گیری مردم بسیار آسان‌تر خواهد شد.

هاشمی ثمره مسئول ستاد هماهنگی حمایت‌های مردمی از دکتر احمدی‌نژاد طی روزهای اخیر اعلام کرد که محمود احمدی نژاد آماده مناظره با سایر کاندیداهای انتخابات ریاست‌جمهوری است اما تاکنون هیچ‌یک از کاندیداهای مطرح، از جمله مهدی کروبی، محسن رضایی و میرحسین موسوی برای مناظره با احمدی‌نژاد پا پیش نگذاشته‌اند.

و این سکوت سایر کاندیداها در مقابل دعوت احمدی‌نژاد از آنان برای مناظره، در حالی است که میرحسین در یکی از گفتگوهای اخیر خود در پاسخ به سوالی در همین زمینه، گفت: گمان نمی کنم مناظره تلویزیونی راه حل مناسبی باشد و خیلی بر فضای جامعه برای تدبر کمک نمی کند. این بدین معنی نیست که از مناظره گریزان باشم بلکه همین مصاحبه ها و اظهار نظرها هم نوعی مناظره است.

سه شنبه دوازدهم 3 1388
X